صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

511

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

عباس گفت : اى پيامبر ! مگر « اذخر » « 1 » ؛ كه مردم براى خوشبو ساختن خود و خانه‌هايشان از آن استفاده مىكنند ؟ فرمود : مگر [ گياه ] اذخر كه چيدنش مانع نيست . ( 1 ) در فتح مكه ، طايفهء خزاعه مردى را از قبيلهء بنى ليث ، در برابر خون يكى از كسان خويش كه پيش از اسلام كشته شده بود ؛ قصاص كردند . پيامبر در اين رابطه گفت : « اى مردم خزاعه ! از كشتن دست نگاه داريد . اگر خونريزى سودمند مىبود ، زياد رخ مىداد . شما مردى را كشته‌ايد كه بايد من ديه‌اش را پرداخت نمايم . پس از اين ساعت ، هر كس ، كسى را به قتل برساند ، خانوادهء مقتول ميان دو چيز مخيّرند : يا قاتل را از پاى در آورند و يا از او خون بها بستانند . » در روايتى ديگر آمده است كه : مردى از اهل يمن ، به نام « ابو شاه » برخاست و گفت : اى پيامبر ! اين موضوع را برايم بنويس . فرمود : آن را براى ابو شاه بنويسيد . « 2 » ( 2 ) بيم انصار از ماندگار شدن پيامبر در مكه پس از پايان فتح شهر و وطن و زادگاه پيامبر خدا ، انصار او را بالاى تپّهء صفا ديدند كه دست به دعا ايستاده و خدا را مىستايد . پيش خود گفتند : چه مىگوييد كه پيامبر سرزمين و شهر خود را گشوده است و در آنجا خواهد ماند ؟ ! پيامبر كه از دعا و نيايش فراغت يافت ، گفت : چه مىگفتيد ؟ پاسخ دادند : چيزى نگفتيم . پيامبر پافشارى نمود و آنان حقيقت را بيان كردند . فرمود : « پناه بر خدا ! زندگى و مرگم با شماست . » ( 3 ) پيمان بستن مردم مكه آنگاه كه آفريدگار ، مكه را براى پيامبر و مسلمانان فتح نمود و حقيقت را به اهل مكه نشان داد و آشكار نمود ، مردم دريافتند كه راه رستگارى و سرافرازى در پرتو اسلام است و بس . آن را تصديق كردند و سر تسليم فرود آوردند و همگى - دست در دست هم - براى پيمان با

--> ( 1 ) - گياهى است از تيرهء گندميان كه سنبله‌هايش شامل دو گل مىباشند و چون سنبلهء مركب دارد گلهايش شبيه خوشهء انگور است . علوفهء خوب ، جهت چراى دام ، كاه مكى ، عطف عطر زنجبيل . . . ( با حذف و اختصار ، ف معين ) . ( 2 ) - صحيح بخارى و مسلم / ابن هشام / ابو داود .